بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

509

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

همين طريق زمين دوم بر بالاى آسمان دنياست و آسمان دوم بر بالاى ان بطريق قبه و زمين سوم بر بالاى آسمان دوم است و آسمان سيم بر بالاى آن و به همين قياس تا زمين هفتم و آسمان هفتم و ذلك قوله تعالى « خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَّ » و بعد ازين فرمودند كه صاحب امر پيغمبر است و بعد ازو وصى او كه قائم است بر روى زمين . بعضى فضلا تأويل اينحديث را بنوعى كرده‌اند كه منافات با آنچه مشهور است نداشته باشد زيرا كه گفته چون هر فلكى را ملكوتى و مدبرى هست كه مرتبهء آن فوق مرتبهء آن فلك است پس حضرت ملكوت هر آسمان را نظر به آن آسمان اطلاق كرده و اصل آسمان را نظر به آن ملكوت زمين گفته و حاصل آيه اينست كه آسمان محبوكست با ملكوت و مدبر خود به اين قسم كه ملكوت هر آسمانى مرتبهء آن بلند است و مثل قبه بر بالاى آسمان خواهد بود كه آن آسمان نظر به آن ملكوت در پستى مرتبه مانند زمين است مخفى نماند كه لفظ طباق در آيهء قرآنى نيست و در بعضى نسخ تفسير على بن ابراهيم خط بطلان بر سر « طباقا » كشيده‌اند و شيخ امين الدين طبرسى رحمه اللَّه اين حديث را از عياشى درين سوره بدون لفظ طباقا روايت كرده « و قال فخر الدين الرازى فى تفسيره الكبير قال الكلبى خلق سبع سماوات طباقا بعضها فوق بعض مثل القبة و من الارض مثلهن فى كونها طبقات متلاصقة كما هو المشهور ان الارض ثلث طبقات ارضية محضة و طينية غير محضة و طبقة غير منكشفه » يعنى محمد بن سائب كلبى مفسر گفته كه تمثيل زمين به آسمان نه ازين جهت است كه خداى تعالى زمين را مانند آسمان هفت كره آفريده بلكه تشبيه در تلاصق طبقاتست چنانچه آسمان طبقات متلاصقه موجود شده همچنين طبقات زمين نيز متلاصق‌اند زيرا كه طبقات زمين بنا بر مشهور سه است نه هفت يكى طبقهء ارضيهء محضه كه اصلا مخلوط بامرى ديگر نيست ثانى طبقهء طينيهء غير محضه كه آن با آب و غير آن مخلوط است و سوم طبقهء غير منكشف از زمين و بعد ازين فخر رازى گفته كه دور نيست كه « وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » اشارت باشد